|
سلام حالتون خوبه ؟ مثه همیشه آپم دیر شد واسم خیلی دعا کنید بریم سراغ شماره جدید ...امیدوارم خوشتون بیاد ... پوریا پورسرخ
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من درقلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
منظره شگفتانگيزي است ديدن آسماني كه در زمينه آبي آن، ابرهاي سپيد به آرامي در حال حركتند بخصوص اگر ابرهاي پنبهاي كومولوس باشند كه مثل يك كپه پنبه غول پيكر در حال سفر طولاني هوايي خود هستند؛ اما تا حالا فكر كردهايد ابرها چطور آن بالا شناور باقي ميمانند؟ لطفا پيش از اين كه حالت صورتتان را به حالت معروف عاقل اندر سفيه تغيير دهيد چند جمله بعدي را نيز بخوانيد. من هم ميدانم تا حالا كسي نديده است كه يك تكه ابر يكدفعه سقوط كند و با صداي بلندي به زمين بخورد. به نظر شما كدام گزينه عجيبتر است؛ اين كه ابر به زمين بخورد يا نخورد؟ همه ما ميدانيم آب سنگينتر از هواست و باز هم بديهي است ابر از قطرات ريز آب تشكيل شده است. پس چرا نميافتد پايين؟ اگر هنوز هم شك داريد كه ديدن يك ابر شناور در آسمان عجيب است، در نظر بگيريد هر قطعه ابر كوچك حدود 550 تن وزن دارد، يعني تقريبا معادل وزن 100 راس فيل بالغ. يعني اگر شما يك روز صبح از خانه خارج شويد و ببينيد 100 فيل در هوا در حال شنا هستند، تعجب نميكنيد؟ اما اگر چگالي آب بيشتر از هواست و هر تكه ابر هم اندازه يك گله 100 تايي فيل جرم دارد و گرانش زمين هم سر جايش باقي است، پس چرا ابرها سقوط نميكنند؟ واقعيت اين است كه ابرها سقوط ميكردند اگر همه ذرات تشكيلدهنده آن به هم متصل بودند. ابرها از قطرات بسيار كوچك آب تشكيل شدهاند. ابعاد هر يك از اين ذرات قطري معادل يك تا 100 ميكرون دارند. هر توده ابر از ذرات جداگانهاي در اين ابعاد ساخته شده است به طور ميانگين در هر يك سيسي حجم ابر ميتوان چند صد ذره كوچك پيدا كرد. در واقع بين هر دو ذره فاصله بزرگي حدود يك مليمتر فاصله وجود دارد. اين يك ميليمتر چيزي حدود 100 برابر قطر ذرات است و در عمل ميبينيم بسياري از اين ذرات در جريان حركت توده ابر حتي به هم نزديك هم نميشوند و برخوردي با هم ندارند. اگرچه جرم كل ابر بسيار عظيم است، اما جرم تكتك ذرات سازنده آن بسيار پايين و ناچيز بوده به طوري كه بايد اثر جريانات هوايي و مقاومت هوا را روي آن محاسبه كرد. به طور كلي جريانات هوايي كه به دليل گرماي سطح زمين از پايين به بالا جريان دارد كمك ميكند تا تكتك اين قطرات و در نتيجه كل ابر ساعتها به حركت در آسمان ادامه دهد. اين ذرات تشكيلدهنده ابر بر جريان هوايي شناور ميمانند و به اين ترتيب كل ابر از سقوط باز ميماند. البته ميتوان اين توضيح را دقيقتر هم كرد. با كوچك شدن قطر ذرات، ميزان درگيري آن با محيط اطرافش بيشتر ميشود. نيرويي كه لازم است تا يك كره كوچك را در محيطي فشرده (در اين مورد هوا) حركت دهد، طبق قانوني به نام استوكس محاسبه ميشود. با كمك اين نيرو ميتوان سرعت حدي سقوط اين ذرات را حساب كرد، اين سرعت با توجه به قطر ذرات آنقدر كم است كه بيشتر از 2 سال طول خواهد كشيد تا يك متر سقوط كند. معلوم است كه عمر هيچ ابري به اين حد نميرسد و پيش از رسيدن به اين نقطه ابر دگرگون شده است. به اين ترتيب ابر تنها زماني سقوط خواهد كرد كه محيط فشردهتر و قطرات با هم تركيب شده و ذرههاي بزرگتري تشكيل دهند كه بر اثر افزايش قطر، سرعت حدي سقوطشان افزايش يافته و به شكل باران به زمين سقوط كنند. اگر فيلها هم ميتوانستند اجزاي بدنشان را از هم جدا كنند آنها هم ميتوانستند در هوا شناور باقی بمانند. منبع جام جم آنلاین
1 ) خود را بشناسید : امروزه پیشنهاد سقراط كه در قرن پنجم قبل از میلاد در آن متنی بر خودشناسی ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف، احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه، خواه از طریق اندیشیدن و تفكر. سعی نمایید بعضی از راههایی كه باعث شناخت شما از خودتان و اینكه چه چیزهایی شما را خوشحال میكند، پیدا كنید. چنانچه به این توصیه عمل كنید، بهتر قادر به كنترل زندگی و مشكلات پیش روی خود خواهید بود. 2 ) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید : ممكن است سخت به نظر برسد اما سعی كنید رفتارتان گویای این باشد كه از خودتان مواظبت میكنید. حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان میكنید، برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما، متاثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد. 3 ) بیش از حد توانتان كار نكنید : همه ما با سخت كوشی، خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است كه تعادل را در زندگی حفظ كنیم. معمولا آن چه از نظر مالی دنبال میكنیم با آن چه كه تحقق مییابد یكسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است، بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری كنید. سعی كنید برقراری تعادل را از كسی كه بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد كرده، بیاموزید یا اینكه با خانواده یا دوستانتان راجع به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت كنید. 4 ) از افراد منفی دوری كنید : از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناامنی ایجاد میكند، اجتناب كنید. ممكن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باكسانی كه برای شما افسردگی به ارمغان میآورند به حداقل برسانید؛ كسانی كه اكثرا محبتهای دریافتی را بدون پاسخ میگذارند و یا كسانی كه دائما از شما انتقاد میكنند. صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید كه میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباط مثبت و خوشبینانه است. اگر كسانی شما را تحت فشار روانی قرار میدهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند. 5 ) مثبت فكر كنید : سعی كنید از حداكثر توانایی هایتان استفاده كنید و به قدرت خویش اتكا نمایید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن كلاسها توسعه دهید.علایق جدید را امتحان كنید و شكست هایتان را به كار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شكست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود. 6 ) ورزش ورزش ورزش : یك رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه اعم از اینكه پیاده روی آرام باشد یا كار بیرون، فشار و اضطراب را تخفیف میدهد و روحیه را شاداب نگه میدارد. ورزش و تمرینات بدنی، افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سركوب شده ذهن را ترقی میدهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی میشود. برای اشخاص متفاوت، ورزشهای مناسب آنها وجود دارد. تمرینات كششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد؛ برای مثال نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی مفید میباشد. 7 ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذرانید : لذت از جمع دوستان و تنهایی، دو بخش از زندگی هستند كه برای تقویت روحیه بسیار مهم میباشند. به عنوان مثال، علاوه بر گذراندن دقایقی در حمام، گوش دادن به موسیقی یا بیرون رفتن از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت، زمانی را هم برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف كنید. چنانچه این امر را سخت یافتید، ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوری كنید. 8 ) به دیگران كمك كنید و اجازه دهید دیگران هم به شما كمك كنند : وقتی مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر میرسند، نشان دهید كه كمك دیگران میتواند اضطراب و دلواپسی شما را برطرف كند، بنابراین مشكلاتتان را كاملا در منظر دیگران قرار دهید. كمك بلاعوض در مسائل اجتماعی یا كمك به دوستان نیز میتواند به سود شما تمام شود. اگر در مقابل كمكی كه دریافت كردهاید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط دادهاید كه شریك اوقات خوش شما و مددكاران زمان تنگی و سختی تان میباشند. 9 ) ارتباط و مراودات : با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را به خانواده و دوستان بیان كنید و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری كه ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا كه این فشار، انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون كوشش و تلاشی شمارا خواهند ناخت. عصبانیتی را كه باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما میشود، كنترل كنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند. 10 ) موقع احتیاج، كمك بطلبید : افرادی را پیدا كنید كه هنگام بروز مشكلات بتوانید با آنها مشورت كنید. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشكلاتتان همچنان طاقت فرسا جلوه مینماید و احساس عدم آرامش میكنید، با مشاورینی صحبت كنید كه خواهان كمك و یاری به شما هستند. اگر احساس عدم امنیت، نگرانی یا ناراحتی و پریشانی میكنید فورا از یك مشاور متخصص كمك بطلبید. منبع راسخون
این روزها کمتر کسی را پیدا میکنید که از استرس و عوارض ناشی از آن شاکی نباشد. دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس و مدرس دانشگاه تهران معتقد است این استرسهای دایمی میتواند باعث بروز افکار غیرمنطقی هم شود. ایشان درباره همین افکار غیرمنطقی و راههای مقابله با آن توضیح می دهند: آقای دکتر! قطعا شما هم درباره رفتارها و روشهایی شنیدهاید که بعضیها میگویند با آنها میتوانیم میزان مقاومت روانیمان را بالا ببریم؛ مثلا میگویند با روش تنفس عمیق میتوان بر استرس غلبه کرد. به نظر شما این روشها واقعا به افزایش مقاومت روانی ما منجر میشوند؟ بد نیست بدانید که هر چه میزان استرس شدیدتر باشد، میتواند برای سلامت جسمی و روانی ما آثار بدتری داشته باشد، لذا میتوانیم با روشهایی استرس را کنترل کرده و میزان مقاومت روانیمان را هم افزایش دهیم. مهمترین شیوههای افزایش مقاومت روانی و کنترل استرس از این قرار است: از بین بردن افکار غیرمنطقی، کاهش برانگیختگی، تغییر دادن رفتار تیپ الف و ورزش. چگونه میتوانیم متوجه شویم که افکار غیرمنطقی داریم؟ تجربههای زیر را بررسی کنید تا معلوم شود تحت فشار افکار شخصی خود هستید یا نه: 1- با اولین سئوال امتحانی، مشکل پیدا میکنید و متقاعد میشوید که مردود خواهید شد. 2- دوست دارید احساسات حقیقی خود را بیان کنید، اما فکر میکنید که ممکن است دیگران را عصبانی یا ناراحت کنید. 3- پس از 15 دقیقه هنوز به خواب نمیروید و قانع میشوید که تا صبح چشم روی هم نخواهید گذاشت و فردا ظاهری بد خواهید داشت. 4- از تصمیمی که میگیرید، مطمئن نیستید بنابراین بعد از خروج از منزل و گوش دادن به سخنان دیگران، نظر خود را عوض میکنید. 5- تصمیم میگیرید ندوید، به کوه نروید یا ورزش نکنید، چون از نظر جسمی رو به راه نیستید. اگر تجربههای مشابهی از خود سراغ دارید، احتمالا به این علت است که تعداد زیادی از باورهای غیرمنطقی را با خود دارید. این باورها و افکار موجب میشوند که شما نسبت به تاییدهای دیگران زیاد فکر کنید (شماره2) یا کمالگرا باشید (شماره 5). همچنین این باورها ممکن است شما را به این تفکر وادارند که بهترین شیوه برای سبک کردن اثر ناتوانی در تصمیمگیری، حاشا کردن وجود آنهاست (شماره4) یا کوچکترین عقبنشینی، مسایل غیرقابل جبرانی ایجاد خواهد کرد (شمارههای 1 و 3). چگونه باید افکار غیرمنطقی را عوض کرد؟ پاسخ خیلی ساده است. میتوان آنها را تغییر داد. البته عوض کردن افکار غیرمنطقی کار دارد و پیش از آنکه بتوانیم افکار خود را تغییر دهیم، ابتدا باید از آنها آگاهی داشته باشیم. برخی روانشناسان شناختگرا برای از بین بردن افکار غیرمنطقی و مصیبتبار که اغلب مقاومت ما را کم کرده و با احساسهای درد، اضطراب، ناکامی، تعارض یا تنش همراه هستند، یک روش سه مرحلهای توصیه میکنند: 1- با بررسی دقیق، از وجود این افکار آگاهی پیدا کنید. آیا این افکار، در پیدا کردن یک راهحل به شما کمک میکنند یا به مشکلات شما شدت میبخشند؟ 2- افکاری فراهم آورید که با افکار غیرمنطقی یا مصیبتبار سازگاری ندارند و آنها را به طور ذهنی تکرار کنید. 3- وقتی موفق شدید باورها و افکار خود را به طور قطعی عوض کنید، به خودتان احسنت بگویید و پاداش دهید. برای افزایش مقاومت روانی به کاهش برانگیختگی هم اشاره کردید. ممکن است کمی بیشتر در این زمینه توضیح بدهید؟ بله، برانگیختگی، نشانه امکان عملکرد بد سیستم دفاعی بدن و روانی ماست. پیامی است برای مطالعه موقعیت و اتخاذ اقدامات لازم. برای کاهش برانگیختگیهای شدید هم میتوان از روشهایی مثل مراقبه یا مدیتیشن، بازخورد زیستی و یا ریلکسیشن (آرام سازی) استفاده کرد. به نظر میرسد که مدیتیشن یا مراقبه، بدون آنکه حساسیت را کم کند، سازگاری با استرس را آسان کرده و میزان مقاومت بدن را بیشتر میکند، بنابراین ادراک خطرات بالقوه کاهش نمییابد. به نظر میرسد که مراقبه روی جنبههای شناختی واکنش به استرس متمرکز میشود، در حالی که بازخورد زیستی (مثل کنترل ارادی ضربان قلب) میتواند روی کنشهای فیزیولوژیک مختلف، از جمله ضربان قلب و تنش ماهیچهای متمرکز شود. ریلکسیشن هم برای کاهش تنش ماهیچهای به کار میرود، هر چند که رهنمودهای کند کردن تنفس و گسترش تصاویر فرهنگی (مثلا احساس سنگینی در اعضا) واکنشهای دیگر ناسازگار با واکنش اعلام خطر را مساعد میکند، اما هر سه روش، برانگیختگی را کاهش میدهند، مقاومت روانی را بالا میبرند، درجه انتظار اثربخشی را بهبود میبخشند و منبع کنترل درونی را مساعد میکنند. منظورتان از اصلاح رفتار تیپ الف چیست؟ کسانی که رفتار تیپ الف را نشان میدهند میزان مقاومت خود را به تدریج از دست میدهند. در این افراد احساس فوریت و خصومت و رفتارهای پرخاشگرانه و خودتخریبی شناسایی میشود. لذا به افراد توصیه میشود که احساس فوریت، خصومت و تمایلات خودتخریبی را کم کرده و همچنین سیگار را کنار بگذارند، غذای کم چربی بخورند، در مکان راحت سکونت کنند و شوخطبعی را هم فراموش نکنند تا به این وسیله مقاومتشان افزایش پیدا کند. ممکن است چند راهکار عملی و ساده برای این منظور معرفی کنید؟ در افراد تیپ الف، زندگی به منزله میدان مسابقه است و هرگز آرام نمیشود. لذا توصیههایی از این دست میتواند مفید باشد: - هر چه بیشتر در فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی و به همراه دوستان شرکت کردن - روزی چند دقیقه به یادآوری رویدادهای دور پرداختن (مثلا نگاه به آلبوم خانوادگی) - در زمینه ادبیات کتاب خواندن - رفتن به سینما، تئاتر یا دیدن دوستان و خانواده - تهیه ساعت زنگداری که با صدای ملایم بیدار میکند و هنگام بیداری به آرامی حرکت کردن - به آرامی رانندگی کردن، با عجله غذا نخوردن، با سرعت حرف نزدن، انتخاب مسیر خلوت - دو کار را با هم انجام ندادن و بین فعالیتها فاصله گذاشتن - ابراز عشق به اعضای خانواده - به دنبال شادی و زیبایی رفتن - با لحن شاد و خالصانه سلام گفتن حرف آخر؟ ورزش، مخصوصا در فضای باز نه تنها سلامت جسمی را بهبود میبخشد، بلکه به ما کمک میکند تا مقاومت روانی خود را نیز بالا ببریم. ورزشهایی از قبیل دو تند و ملایم، دو درجا، پیادهروی تند، طناببازی، شنا، دوچرخهسواری، فوتبال، بسکتبال، اسبسواری، تیراندازی و ... . بد نیست به پژوهشی اشاره کنیم که نشان داد رانندگانی که برای جمع کردن بلیت جا به جا میشوند، نصف رانندگانی که روی صندلی مینشینند و تکان نمی خورند، به حملههای قلبی گرفتار میشوند. در میان کارمندان اداره پست هم، نامهرسانها کمتر از منشیها، دچار حملههای قلبی می شوند. تحقیقات زیادی نشان دادهاند که ورزش مداوم مقاومت را بالا بدن برده، افسردگی را میزداید، اضطراب را کم میکند و عزتنفس را برمیانگیزد. منبع تبیان
«تردید»؛ اقتباسی دقیق و ظریف از «هملت» شکسپیر نیوشا صدر: بیشتر صحنههای فیلم سینمایی "تردید" به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شده و اکثر بازیگران بازیهایی قابل قبول ارائه دادهاند، اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار میلنگد. فیلم "تردید" با مقدمهای بسیار گیرا آغاز میشود، کسالت و سکوت سیاوش، در مرکز میزانسنهای غالباً چرخشی اطرافیانش که در موقعیتی مابین عزا و عروسی دست و پا میزنند. از همان ابتدا، رفت و آمدهای میان این دو موقعیت آرامش ظاهری سیاوش را به هم میریزد و به نحوی ذات و انگیزه جلو برنده داستان را به رخ میکشد. دقت و توجه فیلمساز در طراحی میزانسنها یکی از نکات درخشان تردید محسوب میشود، در صحنه تعقیب و گریز شیطنت بار سیاوش و مهتاب، میزانسنهایی مشابه و چیده شده در جهت غافلگیر کردن دو طرف چندین بار تکرار میشوند و هر بار به ترجیع بند بسته شدن در میرسند تا در انتها پشت دری برسند که برای هر دوی آنها بسته است. این سکانس از سویی بخش فشردهای از داستان را به شکلی کوتاه روایت میکند و باعث میشود که مخاطب، جنسی از روابط تغزلی بین این دو نفر که فرصت دیگری برای پرداختن به آن وجود ندارد را بشناسد و از سوی دیگر بر لزوم شراکت این دو بر حل این معما تاکید میکند. فیلمساز در این سکانس به شکلی کنترل شده به جنسی از میزانسن نزدیک میشود که شکل خالص آن را در صحنه درگیری بین سیاوش و مادرش شاهد هستیم و از آن سو، هر چه به پایان کار نزدیک میشویم، از سرگشتگیها کاسته میشود و ذهنیت آدمها جهت مشخصتری میگیرد و در نتیجه کم و بیش میزانسنها خطیتر میشوند. اما در این بین چه اتفاقی میافتد؟ یا به زبان بهتر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ بهتر است از ابتدا داستان را مرور کنیم، سیاوش به دلیل مرگ پدرش مشکوک است، در میان شک و تردید دست و پا میزند و تلاش میکند حواشی این موضوع را بکاود تا شاید سرنخی بیابد، از جایی متوجه میشود که داستان زندگیاش به داستان نمایشنامه هملت نزدیک شده است و اندکی بعد، سکانس گفتگوی او با مادرش پیش میآید که در میان تمام سکانسها بیشترین شباهت را به صحنه گفتگوی هملت و ملکه و پس از آن کشته شدن پولونیوس که پشت پرده مخفی شده است، دارد. به این ترتیب، سیاوش مسیری را طی میکند که حین آن روز به روز به هملت نزدیکتر میشود و در جایی دقیقا بر این شخصیت نمایشی منطبق میشود و آگاهی او نسبت به این موضوع او را بر آن میدارد که تقدیرش را – که همان تقدیر هملت است- تغییر دهد و از او فاصله بگیرد. بیشتر سکانسها به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شدهاند و اکثر بازیگران بازیهای قابل قبولی ارائه دادهاند اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار میلنگد. دیالوگها یکدست نیستند و با وجود اینکه دیالوگهای صحنه درگیری سیاوش و مادر مانند دیگر عناصر داستان و صحنه بیش از هربخش دیگری به داستان اصلی شبیه است، اما روند تحول دیالوگها برای رسیدن به این صحنه درست طی نمیشود. افت و خیز دارد و جریان قابل تشخیصی را طی نمیکند، گرچه غالب دیالوگهای هر صحنه برای خود آن صحنه به طور مجزا مناسبند. همین اتفاق به شکل دیگری در کلیت داستان هم به چشم میاید. گویی هر سکانس برای خودش ساخته و پرداخته شده است. حضور مهتاب کرامتی و محمود پاک نیت کاملا زائد است. پیوند کرامتی با داستان بسیار سست است و با تلنگری میشکند و حذف میشود و سکانس صحبت سیاوش و پاک نیت را هم میتوان به آسانی و بدون کوچکترین لطمهای به اثر از میان کار برید. دکتر را هم کم و بیش میتوان جزء همین دسته شخصیتها به شمار آورد. امید روحانی دارای چهره سمپات و مهربانی است و در کل داستان حرکتی چه در ظاهر و چه در خفا از او نمیبینیم که ما را مشکوک کند و یا اصلاً وادارمان کند که به او فکر کنیم و این میزان خباثتی که در انتها از او میبینیم غیر قابل پذیرش است. شاید حتی عموی سیاوش هم شخصیتی بسیار معتدل و منطقی به نظر میرسد و حتی لحظهای چیز دیگری جز همین ویژگیهای شخصیتی او در فیلم نمود نمییابد. به خاطر تمامی این علتها و به خاطر پرشهای متوالی در حین کار، مانند دیوانگی ناگهانی سیاوش، که در بستر نمایشنامه هملت مینشست، اما اینجا برای تماشاگر تداعی کننده این تصور است که سیاوش با قصد ناخوداگاهی دوست دارد خود را به هملت شبیه کند یا عصبانیتهای ناگهانی و فریادهای ناگهانی و پشت سر آن نرم شدنهای لحظهای مهتاب در صحنه سینما و یا حضور ناگهانی جماعتی که از جنوب آمدهاند و به سرعت و با صرف زمان بسیار کمی به روح پدر سیاوش و در پی آن به خاک جنوب پیوند میخورند و قطع این صحنه به صحنهای که سیاوش درون خانهاش ازرویا بیرون میآید و... در تمام مدت داستان حسی از خیالپردازی و قطع شدنهای مداوم رویا در فیلم جریان پیدا میکند که ما را وامیدارد به نحو دیگری داستان را ببینیم (مثلا این که سیاوش واقعا دیوانه است و دچار دوگانگی شخصیت شده) و در انتها متوجه شویم که رویا پردازی در کار نبوده است. البته نمی توان انکار کرد که شکل میزانسنها و لوکیشنهای انتخاب شده برای کار هم به این تصور تماشاگر دامن میزند. از سوی دیگر حضور همین شخصیتهای متعدد که هر کدام داستانی کوتاه برای تعریف کردن دارند به علاوه داستانی که مادر سیاوش و عمویش و پدر مهتاب و... تعریف میکنند به جای اینکه قصه اصلی را پیچیده کند آن را متزلزل و آشفته و تکه تکه میکند و اساسا چون خود نویسنده نیز میداند که این داستانکها جان زیادی ندارند و با داستان اصلی پیوندی محکم برقرار نمیکنند و در نتیجه مدت کوتاهی بعد از تعریف هر کدام، آن را به نحوی انکار میکند و پروندهاش را میبندد. به این ترتیب فیلم صرفا پوستهای از پیچیدگی به دور خود میتند. شاید "پرده آخر" است که توقع ما را از کریم مسیحی و سینمایش آنقدر بالا برده که نمیتوانیم با "تردید" دلخوش شویم. شاید هم میزانسنهای چشم نواز و برخی از دیالوگهای زیبا و داستان بالقوه جذاب تردید است که وادارمان میکند به دنبال بقیهاش بگردیم و همچنان چشم انتظار بمانیم. چشم انتظاری که امیدوارم این بار مانند بار قبل سالها به طول نینجامد و به زودی شاهد فیلم بعدی او بر پرده سینما باشیم. منبع cinemaema.com
«محمدبانكي» با اشاره به اين كه قصد داشتم در «دوخواهر» تهرانزدايي كنم، گفت: به جرأت ميگويم كه داستان «دوخواهر» كاملا نو و بديع است و شبيه به هيچ فيلم ديگري نيست و تاكنون هيچ فيلمي نظير آن ساخته نشده است. كارگردان و تهيه كننده فيلم سينمايي «دوخواهر» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در خصوص شرايط ساخته اين فيلم و خشنودياش از استقبال مخاطبان از نخستين فيلم بلند سينمايي خود گفتوگو كرد. وي در شروع صحبتهاي خود با اشاره به چگونگي ساخته شدن اين فيلم اظهار داشت: يك طرحي را حسين مثقالي در سه صفحه به من داد كه از موضوع آن بسيار خوشم آمد و تصميم گرفتم كه شخصا آن را كارگرداني كنم و به همين دليل سفارش يك فيلمنامه كامل را به مثقالي دادم كه ايشان يك فيلمنامه اوليه 20 صفحهاي به من دادند و نهايتا بعد از آنكه بر روي كليات آن به توافق رسيديم كار نگارش فيلمنامه به صورت جدي آغاز شد كه در اين مدت بارها و بارها فيلمنامه بازنويسي شد و در نهايت پس از 5 ماه فيلمنامه به شكلي كه امروز مشاهده ميكنيد، در آمد. بعد از آماده شدن فيلمنامه تقاضاي صدور پروانه ساخت را به وزارت ارشاد ارائه داديم كه در اين مدت با گزينههاي مورد نظرمان نيز وارد مذاكره شديم كه خوشبختانه به دليل نو و بديع بودن سوژه فيلم تمامي بازيگران و عوامل از آن استقبال كردند و در نتيجه توانستيم با گروهي بسيار خوب و حرفهاي «دو خواهر» را در بهترين شرايط ممكن كار كنيم. * قصد داشتم در «دوخواهر» تهرانزدايي كنم! بانكي در خصوص دليل فيلمبرداري كار در اصفهان گفت: به دو دليل عمده اصفهان را براي لوكيشن انتخاب كردم، اول اين كه تهران ديگر بسيار تكراري شده است و تصميم داشتم لوكيشنهاي فيلمم شبيه به ديگر فيلمها نباشد. ضمن اين كه بنده به دليل اينكه اصفهاني هستم طبيعتا امكانات مناسبي را براي كار در اين شهر در اختيار دارم و بدون هيچ مشكلي مثلا اتومبيلهايي را كه بر اي فيلم احتياج داشتيم در اختيار گرفتيم. وي افزود: از سوي ديگر بايد به اين موضوع توجه كرد كه ايران تنها يك شهر خاص نيست و كشوري است كه بيش از 2500 سال قدمت دارد و تمدن بزرگي دارد و اگر تعداد سينماهايمان زياد بود، مطمئن باشيد كه سومين صنعت سينماي دنيا را در اختيار داشتيم و به همين دليل، من تصميم گرفتم در اين فيلم كاري كنم كه عدم وجود امكانات در كشورمان ديده نشود و مخصوصا زماني كه فيلم در خارج از كشور به نمايش در ميآيد، مخاطب خارجي احساس نكند كه ما 30 سال عقبگرد داشتهايم و به همين دليل، تصميم گرفتم ضمن اين كه تمدن بزرگ كشورمان را كه گوشههاي فراواني از آن در اصفهان وجود دارد نشان دهم، به نوعي در سينماي ايران تهرانزدايي نيز انجام دهم و سينماگران ما متوجه شوند كه ميشود در شهرهاي ديگر نيز مانند تهران فيلم ساخت، هرچند كه بايد قبول كرد كار در شهرستانها كمي سختتر از تهران است. * هر وقت زايندهرود را ميبينم، تمام وجودم افسوس ميشود تهيهكننده و كارگردان «دوخواهر» خاطرنشان كرد: «دوخواهر» شايد به جرأت يكي از آخرين فيلمهايي كه ميتوان در آن زايندهرود را پر آب ديد و هر وقت كه فيلم را در سالن سينما به اتفاق مردم ميبينم، تمام وجودم را افسوس فرا ميگيرد و آه ميكشم كه چرا نميتوانيم از سرمايههايي كه در كشورمان داريم مراقبت كنيم و اميدوارم دوباره روزي زايندهرود را پرآب ببينم. * بعد از 40 سال كار در سينما، تصميم گرفتم كارگرداني كنم بانكي در ادامه اظهار داشت: درست است كه «دوخواهر» اولين فيلم بلند سينمايي من است اما من كارم را در سينما 40 سال قبل با عكاسي شروع كردم و به همين دليل شناخت خوبي نسبت به زاويه، ميزانسن و دكوپاژ دارم. «دوخواهر» برخلاف ظاهر آن فيلمي بسيار سخت بود و ديدم كه شايد كسي غيز از خودم نسبت به كار مسلط نباشد، بنابراين تصميم گرفتم «دوخواهر» را خودم كارگرداني كنم. * «دوخواهر» قصد سوء استفاده از مخاطب را ندارد وي با تاكيد براينكه اين فيلم قصد سوء استفاده از مخاطب را ندارد گفت:درست است كه فيلم كمدي است اما شخصا بين كمدي و هجو هزل تفاوتهاي بسيار زيادي قايل هستم و تمام كساني كه فيلم را ديدهاند معتقد هستند كه كمدي موجود در فيلم مخاطب را اذيت نميكند و در واقع قصد سوءاستفاده از مخاطب را ندارد، چرا كه ما فيلمي براي همه سليقهها ساختيم و تنها به يك طيف و سليقه نظر نداشتيم، بنابراين تصميم گرفتم از كمدي محض، صرف نظر كنم و بيشتر موقعيتهاي طنز را در نظر بگيريم. بانكي تصريح كرد: فيلم «دوخواهر» به هيچ عنوان كمدي نيست، بلكه فيلمي جدي است كه موقعيتهاي طنز دارد، در اين فيلم نشاني از لودگي و مسخرهبازي نميبينيد، ديالوگها كاملا جدي هستند و جدي هم بيان ميشوند چرا كه 5 ماه بر روي ديالوگهاي فيلم همراه با مثقاتلي زحمت كشيديم و قصد داشتيم كاري كنيم كه وقتي تماشاگر از سالن سينما بيرون ميآيد نه اينكه دلزده و نااميد از فيلم صحبت كند. * براي من رضايت تماشاگر از همه چيز مهمتر است كارگردان «دوخواهر» افزود:من براي اينكه فيلم به بهترين شكل ممكن با تماشاگر ارتباط برقرار كند از هيچ كوششي دريغ نكردم و حتي مدتها منتظر ماندم تا دستگاهي را كه براي تبديل صداي فيلم به دالبي خريداري كرده بودم وارد شود و شايد باورتان نشود به همراه اپراتور دستگاه در عرض يكماه تنها روزي دو يا سه ساعت ميخوابيديم تا بتوانيم براي تماشاگر فيلمي با كيفيت صدالي دالبي استاندارد آماده كنيم و با وجود اينكه تمامي كارهاي فني فيلم را در استوديوي خودم (سپاهان فيلم) انجام دادم اما همه معتقدند كه كيفيت نگاتيو،رنگ و صداي فيلم بالاتر از حد استاندارد سينماي ايران است. * هر فيلمي براي ارتباط با مخاطب به سوپراستار نياز دارد بانكي با اشاره به دليل حضور گلزار در اين فيلم گفت: وقتي شما تصميم ميگيرد كه فيلم بسازيد بايد به همه جنبههاي آن فكر كنيد، به هرحال هر فيلمي براي اينكه بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند بايد از هنرپيشه خوب در كنار سوپراستارها استفاده كند و من افتخار ميكنم كه تمام بازيگران «دوخواهر» از دل و جان براي اين كار مايه گذاشتند، خصوصا گلزار كه نقشي بسيار مشكل را ايفا كرد و آنقدر خوب بازي كرده است كه ديگر كسي نميتواند بگويد او صرفا سوپراستار است. «دوخواهر» شبيه به هيچ فيلم ديگري نيست وي با اشاره به متفاوت بودن «دوخواهر» در سينماي ايران اظهار داشت: در سينما بالاخره نميشود گفت كه هيچ فيلمي شبيه به فيلمهاي ديگر نيست اما به جرأت ميگويم كه داستان «دوخواهر» كاملا نو و بديع است و شبيه به هيچ فيلم ديگري نيست و تاكنون هيچ فيلمي نظير آن ساخته نشده است كه يك فرد بخواهد با تغيير چهره همزمان با دوخواهر ارتباط برقرار كند و كلكي اين آدم براي به دست آوردن پول ميزند تاكنون من شخصا نديدهام. »محمد بانكي» در خاتمه اين گفت وگو تاكيد كرد:به هر حال از اينكه ميبينيم مردم با چهرههايي خوشحال سالن سينما را ترك ميكنم من هم خوشحال هستم و هيچ چيز براي من لذتبخش تر از رضايت مخاطب نيست و خوشحالم كه در اولين تجربه كارگرداني توانستم نمره قبولي از مخاطب بگيرم و مطمئنا اگر بخواهم فيلم دومي را هم كار كنم بازهم مخاطب برايم در درجه اول اهميت قرار دارد. منبع فارس
دوست داشتم "شمسالعماره" یک کمدی قابل قبول باشد سرپرست نویسندگان مجموعه تلویزیونی "شمسالعماره" این پروژه را یک کمدی قابل قبول برگرفته از ادبیات کلاسیک ایران توصیف کرد. امید سهرابی درباره فیلمنامه مجموعه "شمسالعماره" که با نگاهی متفاوت به موضوع عشق نوشته شده به خبرنگار مهر گفت: علاقمند بودم کاری متفاوت بنویسم، حتی وقتی برای همکاری دعوت شدم با توافق تهیهکننده تصمیم گرفتیم کار تکراری نباشد، بلکه یک کمدی قابل قبول و برگرفته از ادبیات کلاسیک ایران باشد که به شعور مخاطب احترام بگذارد. وی ادامه داد: در "شمسالعماره" سعی کردم از ادبیات کلاسیک به نحو مطلوب بهره ببرم. دیالوگنویسی با حرفهای روزمره تفاوت دارد. دیالوگنویسی یک فن است که به هنر نزدیک میشود، اما متاسفانه گاهی این دو یکسان گرفته میشود. در مجموع خلق شخصیتها و کشف جنس دیالوگها در این پروژه حدود یک تا یک ماه و نیم طول کشید و بعد نگارش را آغاز کردم. سرپرست نویسندگان "شمسالعماره" درباره حضور نویسندگان این پروژه که کمتر کار حرفهای انجام دادهاند، توضیح داد: از ابتدا هم قصد داشتم گروهی از نویسندگان را انتخاب کنم که کار حرفهای کمتر کردهاند تا بتوانم از قابلیتهایشان استفاده کنم. در این پروژه آذردخت بهرامی کمک زیادی در نگارش کرد و تلاش کردیم فیلمنامه جذابیت لازم را برای مخاطب داشته باشد. سهرابی درباره هماهنگ کردن نویسندگان و یکدست کردن داستان گفت: در این باره از یک شیوه بدیع بهره بردم. سکانسها را طراحی کرده، با مشورت دوستان اصلاحات لازم را انجام دادم و در نهایت قسمتهای نوشته شده را بازنویسی کردم تا دیالوگها از حالت یکدستی خارج نشوند و اسکلت کار از بین نرود. گرچه تعداد نویسندگان زیاد بود، اما تداخلی در کار به وجود نیامد. وی درباره جنس دیالوگهای هر یک از شخصیتهای مجموعه "شمسالعماره" که منحصر به خودشان است، توضیح داد: در آن زمان که طرح کلی پروژه را طراحی میکردم به مجزا بودن شخصیتها که هر کدام از آنها ویژگی خودشان را داشته باشد، فکر کرده بودم. در واقع علاقمند بودم هر یک از شخصیتها شناسنامه خودشان را داشته و هیچ کدامشان مثل دیگری صحبت نکند. این نویسنده درباره ترکیب طنز کلامی و موقعیت در این مجموعه توضیح داد: معتقدم موقعیت در صحنههای کمدی به غنی شدن کلام کمک میکند، ولی کلام به تنهایی قادر به این کار نیست. در واقع صحنههای کمدی بدون موقعیت بیمعنا است و با تلفیق کمدی کلامی و موقعیت میتوان به نتیجه خوبی رسید. سهرابی ادامه داد: البته میتوانستم طنز موقعیت بیشتری در این مجموعه خلق کنم، اما تولید و پخش همزمان و تک لوکیشن بودن، این امکان را از من و کارگردان گرفت. البته اگر قرار بود این مجموعه تک لوکیشن نباشد، کمدی که ما به دنبال آن بودیم در نمیآمد و شکل دیگری میشد. وی درباره کشدار بودن برخی صحنهها از جمله مراسم عزاداری و پذیرش خواستگار از سوی لیلا توضیح داد: برخی از دوستان هم این انتقاد را به من کردند. در ابتدا احساس نمیکردم این صحنهها کشدار شود و فکر میکردم در کار خوب میشود. به هر حال نقطه ضعف من بوده که برخی صحنهها کشدار شده است. وی درباره رویکرد زنانه مجموعه "شمسالعماره" توضیح داد: در ابتدا میخواستم یک اثر اجتماعی خلق کنم که نقش زنان در قصهپردازیها پررنگ باشد، به همین دلیل قهرمان و راوی قصه هم زن است، اما کمرنگ شدن نقش مردها در پروژه آگاهانه نبود. دوست داشتم برای پروژه "شمسالعماره" یک سال وقت داشتم و بعد از آماده شدن کامل فیلمنامه، ضبط شروع شود. سرپرست نویسندگان "شمسالعماره" افزود: اگر باز هم سراغ یک کار کمدی بروم، مسلماً کار متفاوتی مینویسم. در حال حاضر هم مشغول نوشتن یک نمایشنامه برای صحنه هستم، چرا که دلم خیلی برای تئاتر تنگ شده بود. امیدوارم تئاتر هم دلش برای من تنگ شده باشد. وی در پایان از همکاری نویسندگان، بازیگران و کارگردان مجموعه قدردانی کرد. مجموعه تلویزیونی "شمسالعماره" ساخته سامان مقدم به تهیهکنندگی رامین عباسیزاده شنبه تا سهشنبه از شبکه دو پخش میشود. مسعود رایگان، رویا تیموریان، فرهاد آئیش، هانیه توسلی، مهرانه مهینترابی، مرجانه گلچین، ندا مقصودی، ملیکا شریفینیا و... بازیگران مجموعه هستند. منبع تبیان
منتظر نظرات قشنگتون هستم
|
About![]()
"گل سرخ تقدیم به آن کسی که آفتاب مهرش در آستان قلبم همچنان پا بر جاست و هرگز غروب نخواهد کرد ." Archivesهفته سوم مهر 1388هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 Links
مجله الکترونیکی روزهای بارانی
مجله زندگی ایده آل |